پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

121

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

آبرو قرار مىدهد . از اين رو مقرّر شده است كه طلب مغفرت كند ، يعنى از خدا بخواهد كه گناه او را با افكندن پردهء رحمت خود بر آن ، پنهان كند . انسان به يمن اين پرده از كيفرى كه به سبب گناهش مستوجب آن است نجات مىيابد . پس مىبينيم كه ترمذى معنايى كه كلمهء pardon ( - بخشايش ) در زبان فرانسه دارد به كلمهء « مغفرت » نمىدهد . البته اين معنى نيز هست ، و آن را با كلمهء « عفو » بيان مىكنند ، ولى معنايى ثانوى و مشتقّ است ، معنى اوّليّهء آن همان است كه گفتيم و ترجمهء آن به عربى « غطاء » يعنى پوشاندن يا پرده‌پوشى كردن است . در دو آيهء ( الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ ، آل عمران ، 17 ؛ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ، ذاريات ، 18 ) ، كلمهء « استغفار » معنى صلات ( نماز ) به خود مىگيرد ؛ بلاشر آيهء اخير را « به هنگام سحر بخشايش مىطلبند » ترجمه مىكند ، و حال آنكه مقاتل و ترمذى بر آن‌اند كه بايد آن را « به هنگام سحر نماز مىگزارند » ترجمه كرد . ترمذى متذكّر مىشود كه مىتوان نماز را « مغفرت » خواند ، زيرا ، در نماز ، انسان خود را در معرض رحمت و بخشايش خدا مىگذارد تا پردهء رحمت و بخشايش خود را بر او بگسترد . دين ، اسلام ، ايمان ( برگهاى 70 الف - 72 الف ) ما در اينجا سه مفهومى را كه ترمذى در پى هم بررسى مىكند با هم مىآوريم . از خلال اين تحليلها جوهر دين ، آن گونه كه ترمذى و با او ، صوفيان ، از آن اراده مىكنند ، اجمالا نشان داده مىشود . دين مقولهء اساسى است ، وانگهى ، پيش از آنكه مقوله‌اى مذهبى باشد ، مقوله‌اى غير مذهبى است ، زيرا مشتق از « دانّ » به معنى « خضع » يعنى اطاعت كردن است ، ولى در فعل « دانّ » قيدى مىيابيم ( « دون » ) كه به معنى « زير » است : هر چه واقع در زير چيز ديگرى باشد مطيع آن گفته مىشود . بديهى است كه انسان « دون » خدا جاى دارد ، ولى اين كافى نيست كه كلمهء « دين » را در مرتبهء مقوله‌اى مذهبى جاىدهد . ترمذى مىگويد : انسان با غرورى در خود آفريده شده‌است ، زيرا از گل آفريده شده‌است و از آن « صلابت » به ارث برده‌است . بنابراين طبيعة متمايل به اطاعت كردن و « دين » داشتن نيست . از اين رو خدا تدبيرى انديشيده است كه : با مخاطب ساختن دلش او را به اطاعت بخواند . از دل است كه به عنوان پاسخ به تدبير الهى « دين » به وجود مىآيد ؛ آن گاه در اركان بدن بيان مىشود ، كه با اطاعت از اوامر و تصميمات خدا ، احكام او را به‌جاىمىآورند .